کودکی از جمله آزادگان
کودکی از جمله آزادگان
رفت برون با دو سه همزادگان.
پایش از آن پویه در آمد ز دست
مهر دل و مهره پشتش شکست.
شد نفس آن دو سه همسال او
تنگتر از حادثه حال او.
آنکه ورا دوست ترین بود گفت:
((در بن چاهیش بباید نهفت.
تا نشود راز چو روز آشکار
تا نشویم از پدرش شرمسار.))
عاقبت اندیش ترین کودکی
دشمن او بود در ایشان یکی.
گفت :((همانا که در این همرهان
صورت این حال نماند نهان.
چون که مرا زین همه دشمن نهند
تهمت این واقعه بر من نهند.))
زی پدرش رفت و خبر دار کرد.
تا پدرش چاره آن کار کرد.
هر که در او جوهر دانایی است
بر همه چیزش توانایی است.
رفت برون با دو سه همزادگان.
پایش از آن پویه در آمد ز دست
مهر دل و مهره پشتش شکست.
شد نفس آن دو سه همسال او
تنگتر از حادثه حال او.
آنکه ورا دوست ترین بود گفت:
((در بن چاهیش بباید نهفت.
تا نشود راز چو روز آشکار
تا نشویم از پدرش شرمسار.))
عاقبت اندیش ترین کودکی
دشمن او بود در ایشان یکی.
گفت :((همانا که در این همرهان
صورت این حال نماند نهان.
چون که مرا زین همه دشمن نهند
تهمت این واقعه بر من نهند.))
زی پدرش رفت و خبر دار کرد.
تا پدرش چاره آن کار کرد.
هر که در او جوهر دانایی است
بر همه چیزش توانایی است.
- ۲۶۱
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط