"بار آخر ، من ورق را با دلم بر میزنم!"
"بار آخر ، من ورق را با دلم بر میزنم!"
بار دیگر حکم کن!
اما نه بی دل !
با دلت، دل حکم کن!
حکم دل: هر که دل دارد بیاندازد وسط! تا که ما دلهایمان را رو کنیم
دل که روی دل بیفتد، عشق حاکم میشود! پس به حکم عشق بازی میکنیم،
این دل من!
رو بکن حالا دلت را...!
دل نداری??!
بر بزن اندیشه ات را...
حکم لازم??!
دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم...!،!،!
دم از بازی حکم میزنی!
دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان "قمار" برایت میگوییم
قمار زندگی را به کسی باختم که تک دل را با خشت برید!
باخت زیبایی بود!!
یاد گرفتم به دل "دل"نبندم!
یاد گرفتم از روی دل حکم نکنم!
دل را باید بر زد، به جایش سنگ ریخت که با خشت تک بری نکنند!،!
بار دیگر حکم کن!
اما نه بی دل !
با دلت، دل حکم کن!
حکم دل: هر که دل دارد بیاندازد وسط! تا که ما دلهایمان را رو کنیم
دل که روی دل بیفتد، عشق حاکم میشود! پس به حکم عشق بازی میکنیم،
این دل من!
رو بکن حالا دلت را...!
دل نداری??!
بر بزن اندیشه ات را...
حکم لازم??!
دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم...!،!،!
دم از بازی حکم میزنی!
دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان "قمار" برایت میگوییم
قمار زندگی را به کسی باختم که تک دل را با خشت برید!
باخت زیبایی بود!!
یاد گرفتم به دل "دل"نبندم!
یاد گرفتم از روی دل حکم نکنم!
دل را باید بر زد، به جایش سنگ ریخت که با خشت تک بری نکنند!،!
- ۳.۳k
- ۱۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط