{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل پیمانه ی می ؛ دست به دستم بردند

مثل پیمانه ی می ؛ دست به دستم بردند

گرچه صد بار به هر دست شکستم ،بردند


شحنگان در شب بیداد خماری و عذاب

به گمانیکه من سوخته مستم، بردند


ماهرویان دل هرجایی و غمگین مرا

تا شدم خسته و از پای نشستم بردند
دیدگاه ها (۱)

پر از توام،بتکانی، بهار می ریزم ...شکوفه در قدمت بی شمار م...

من از تو میگذرم ،با خودت کنار بیا شبیه شعله بخند و چو گل به ...

یک بار به زلفانِ کمندِ تو! دلم رفتاین بار بخوان به چنگِ مژگا...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

عاشقانه بوقت دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط