{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل پیمانه ی می ؛ دست به دستم بردند

مثل پیمانه ی می ؛ دست به دستم بردند

گرچه صد بار به هر دست شکستم ،بردند


شحنگان در شب بیداد خماری و عذاب

به گمانیکه من سوخته مستم، بردند


ماهرویان دل هرجایی و غمگین مرا

تا شدم خسته و از پای نشستم بردند
دیدگاه ها (۱)

هذیان

فراتر از خویش

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قسمت ۷

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط