دوستان عزیز پارت قبل یادم رفت بنویسم که آت فقط از درد از
(دوستان عزیز پارت قبل یادم رفت بنویسم که آت فقط از درد از چشماش اشک اومد و گریه ی واقعیش نبود)
ویو آت
اشکامو پاک کردم
=خوبی ات؟؟
-ارع خوبه بیا بریم.
=بال هات سیاه شده و چرا پات خونیه؟
قبل اینکه بخوام ریکشن نشون بدم بادیگارد اومد و از دستام گرفت و جونگکوک هم جیمین و بزور برد تو ماشین.منو به انبار برد و در قفس و باز کرد و هولم داد توش و درو قفل کرد و از انبار رفت
ویو نینا
بیدار شدم تو یه آکواریوم کوچیک بودم کل بدنم درد میکرد آروم نشستم و دممو بغل کردم و با خودم حرف زدم
÷اخه پری احمق تو دریا چیت کم بود که خودتو گرفتار این تله کردی
÷اون جونگکوک احمق هم بهم رحم نکرد
÷درد میکنه درد میکنههههه
آنقدر با خودم حرف زدم که کم کم چشمام سیاهی رفت
«چند روز بعد»
ویو آت
قبل اینکه اون مرتیکه نر(بادیگارد)بیاد و با کتک بیدارم کنه بیدار شدم حداقل خوبه تو قفس آینه کوچیک گذاشتن موهام و گوجه ای بستم قبل اون چندتا لوازم آرایشی خفن از اتاق مهمون برداشته بودم یه آرایش متوسط نه غلیظ نه ملایم انجام دادم لباسمو عوض کردم به زخمام کرم پودر زدم تقریبا کارم تموم شده بود که اومد و همه رو با شلاق زد تا بیدار بشن از سر کرم اومد سمت من و شلاق و بلند کرد تا بزنه داشت رو بدنم فرود میاورد که با دستم گرفتم و پرت کردم اونور و رفتم بیرون دستم زخم شده بود
ویو آت
اشکامو پاک کردم
=خوبی ات؟؟
-ارع خوبه بیا بریم.
=بال هات سیاه شده و چرا پات خونیه؟
قبل اینکه بخوام ریکشن نشون بدم بادیگارد اومد و از دستام گرفت و جونگکوک هم جیمین و بزور برد تو ماشین.منو به انبار برد و در قفس و باز کرد و هولم داد توش و درو قفل کرد و از انبار رفت
ویو نینا
بیدار شدم تو یه آکواریوم کوچیک بودم کل بدنم درد میکرد آروم نشستم و دممو بغل کردم و با خودم حرف زدم
÷اخه پری احمق تو دریا چیت کم بود که خودتو گرفتار این تله کردی
÷اون جونگکوک احمق هم بهم رحم نکرد
÷درد میکنه درد میکنههههه
آنقدر با خودم حرف زدم که کم کم چشمام سیاهی رفت
«چند روز بعد»
ویو آت
قبل اینکه اون مرتیکه نر(بادیگارد)بیاد و با کتک بیدارم کنه بیدار شدم حداقل خوبه تو قفس آینه کوچیک گذاشتن موهام و گوجه ای بستم قبل اون چندتا لوازم آرایشی خفن از اتاق مهمون برداشته بودم یه آرایش متوسط نه غلیظ نه ملایم انجام دادم لباسمو عوض کردم به زخمام کرم پودر زدم تقریبا کارم تموم شده بود که اومد و همه رو با شلاق زد تا بیدار بشن از سر کرم اومد سمت من و شلاق و بلند کرد تا بزنه داشت رو بدنم فرود میاورد که با دستم گرفتم و پرت کردم اونور و رفتم بیرون دستم زخم شده بود
- ۳۵۶
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط