{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حوصله ام زمستانیست...،

حوصله ام زمستانیست...،

و...،

انجماد نگاهت، آخرین حس ...، ازغربتِ عشق من است...!
و...،
سکوت...، آخرین لحظه از مرداب یخ بسته ی التماس های من...،
که در تقدیر دستانت ...، سُر میخورد...!
من در خیال تو...، زمستان را عاشقی میکنم...!
وبا...،
نوازش های سرد و برفی دستان بیقراری...،
وبا دلی که مدام ...،
خاطره میسازد از آدم بر فی های خیالت ...، دمساز گشته ام!!!
یکبار...،
فقط...، یکبار،
در بلور یخ بسته ی احساس من...،
عشق را تجربه کن...!
من هنوز...،
به بهارت، دلبسته ام...!!!
دیدگاه ها (۸)

حوصله ام زمستانیست...،و...،انجماد نگاهت، آخرین حس ...، ازغرب...

همیشه بوده ایروی تمام نیمکت های خالی این شهر نشسته ام سر بر ...

یکبار دیگر اگر تورا در آغوش بکشمخیلی چیزها با گذشته فرق خواه...

یکبار دیگر اگر تورا در آغوش بکشمخیلی چیزها با گذشته فرق خواه...

بدنِ لختِ خیابان به بغلِ شهر افتاده بودو قط...

a dream. last part.

محمد رضا کلهر

نشمین ریاضی شاعر بوشهری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط