{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا منو بگیر...

بیا منو بگیر...

داشتیم با هم راه می رفتیم، با فریبرز، رفیقم. داشت با تلفن حرف میزد، یهو شروع کرد به فحش دادن: پُفیوس! حرف دهنتو بفهم، کجای ریخت و قواره ی تو به من می خوره بد ترکیب!... من !؟ من گفتم!؟ کِی، کجا؟ ... اون روز توی کافی شاپ؟! آره, گفتم بدون تو نمی تونم زندگی کنم، ولی این به این معنی نیست که میام می گیرمت! روشن شد؟ حرف زیادی هم نزن! دیگه شمارتو روی گوشیم نبینما!

ازش میپرسم: کی بود؟

- همین دختر شیپیشوه! - النازو میگی؟

- نه بابا ! الناز که اون که اون دماغ گندهه ست! منظورم... - نکنه شقایقو میگی؟

- نه بابا اون که به من محل سگ هم نمیذاره

- پس منظورت شیواست؟ - شیوا؟ شیوا دیگه کدوم خریه؟

- همون خری که پارسال کلی پول ریختی به پاش!

- آها! نه... اونم نیست... - پس حتماً پروانه بود؟

- پروانه؟ ... آها ... اون پروانه؟! ... نه ... پروانه بد ترکیب و داغون بود ، اما نه به اندازه ی این. اون حد اقل با کیلو کیلو آرایشی که می کرد می تونست اون قیافه شو قابل تحمل کنه... این ... اسمشو هم یادم نیست...

- حالا چی می گفت؟

- هیچ... دختره ی خنگ میگه بیا منو بگیر... تو قول دادی بیای خواستگاریم

-حالا واقعا قول دادی؟

-نه بابا چه قولی چه کشکی؟ دختره ی تازه کار هوا ورش داشته...

- خب بیچاره حتما خیلی داغون میشه...

- به درک ... مگه تقصیر منه؟

- پَ نه پَ... تقصیر عمه ی منه!!

- خیلی بی مزه ای... . حالا تو می خوای همینطوری بی کار بمونی؟

- بی کار چیه... درس دارم می خونم دیگه...

- اون کارو که نگفتم ... منظورم این کار بود...

- آها... دختر بازی... لاو ترکوندن و ... ای شیطون ... آخه ما که مثل شما تیپ دخترکش و روابط اجتماعی و جی اف بی اف و این جور کارا حالیمون نیست... بذار به درسمون برسیم ... - آره ... راست می گی... تو مرد این کارا نیستی

- حالا من یه چیزی گفتم ... یه چندتا تکنیک یادم بدی می ترکونم... جون من... - نه... تو هیچ غلطی نمی تونی بکنی..

بله... کلی وقت گذشت من هیچ غلطی نتونستم بکنم, به جز ازدواج... هی می دیدمش میگفتم : پسر داری پیر میشی چرا زن نمی گیری... میگفت: هنوز پیداش نکردم. می گفتم کیو؟ می گفت: مورد مناسبو. چند سالی گذشت و جوابی که به این سوال من میداد هیچ تغییری نمی کرد.

همین چند وقت پیش بعد هفت هشت سال از اون قضیه دوباره ازش پرسیدم, دوباره گفت: هنوز مورد مناسبو پیدا نکردم. گفتم: حالا این مورد مناسب چه ویژگی هایی دارن که این همه مدته داری دنبالش می گردی؟ سالی سی چهل تا خواستگاری داری می ری اونوقت هیچکدوم مناسب نیست؟

- نه بابا... هیچکدوم... اینایی که من میرم سراغشون همه اینکاره ن...

- ببخشید؟! چیکاره؟

- اینکاره دیگه... اهل بی اف و دوست بازی و این حرفا...

- اِ... جریان از این قراه؟! آقامون خانم نجیب و چشم و دل پاک دوست دارن... عجب!؟... نه که خودت خیلی چشم و دلت پاک بود!؟...

- چه ربطی داره؟

- خیلی!... دیگه مزاحمت نشم... فقط ... شاعر میگه: باش تا صبح دولتت بدمد...
دیدگاه ها (۲۶)

اهم ایده از ایشون@western_kaori (بانو عژب ایده ای)در مورد او...

┄┉✿┉┄⇠ 🐰: امروز تولدمه و ما هم کنسرت داریم. حالا که تولدمه، ...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

عشق بعدی

این همه آدم کشته شدکشور درحال نابودیه اون وقت یکیمثل این هنو...

رمان :قرار داد سر نوشت

این نکته هم بگم جالبه که باوا شما لعنتی ها تا حالا با چهار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط