آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁴⁴
ویو جونگ کوک
موقع تمرین دنس نگاهتی خیره آلیسا رو احساس میکردم،سعی میکردم نسبت بهش بی تفاوت باشم اما نمیتونستم،حس عجیبی بهش داشتم اما نمیخواستم تا موقعی که از حسم مطمئن نشدم،کاری بکنم یا حرفی بزنم
ویو نویسنده
(پرش زمانی موقع شام)
همه اعضا و دخترها داخل اتاق جیمین و یونگی جمع شده بودند چون یونگی مسئولیت شام رو مثل همیشه به عهده داشت
آر ام:جیمینا شام چی داریم؟؟
جیمین:یونگی برامون کیمچی و دوکبوکی درست کرده
تهیونگ:پیشی دستت دردنکنه
یونگی خنده لثه ای کرد و با ظرف غذا به طرف میز اومد
یونگی:نوش جان!
جین:پایه این به افتخار فردا نوشیدنی بخوریم؟
بچه ها تایید کردند که جین بلند شد و 9 تا سوجو آورد
همه یه بطری برداشتند و بالا آوردن
جین:به افتخار بنگتن
دینک!
(صدای برخورد بطری های شیشه ای)
بعد از اتمام شام همه باهم سفره رو جمع کردند و توی هال کوچیک اتاق نشستند؛آنا موچی،ات ژله و آلیسا هم شیر توتفرنگی درست کرده بودند
جین:عااااااا دخترا چیا درست کردین!!!!
جیمین چشمکی زد و گفت
جیمین:عااا آنا تو شیرینی مورد علاقه منو درست کردی!!
آنا با خنده گفت
آنا:شیرینی یا لقبت؟
همه خنده ای کردند دخترا تشکر کردند و شروع به خوردن کردند.
بعد از ¹⁵مین همه بلند شدند و بعد از تشکر کردن به سمت اتاق هاشون رفتند
ادامه دارد...
پارت⁴⁴
ویو جونگ کوک
موقع تمرین دنس نگاهتی خیره آلیسا رو احساس میکردم،سعی میکردم نسبت بهش بی تفاوت باشم اما نمیتونستم،حس عجیبی بهش داشتم اما نمیخواستم تا موقعی که از حسم مطمئن نشدم،کاری بکنم یا حرفی بزنم
ویو نویسنده
(پرش زمانی موقع شام)
همه اعضا و دخترها داخل اتاق جیمین و یونگی جمع شده بودند چون یونگی مسئولیت شام رو مثل همیشه به عهده داشت
آر ام:جیمینا شام چی داریم؟؟
جیمین:یونگی برامون کیمچی و دوکبوکی درست کرده
تهیونگ:پیشی دستت دردنکنه
یونگی خنده لثه ای کرد و با ظرف غذا به طرف میز اومد
یونگی:نوش جان!
جین:پایه این به افتخار فردا نوشیدنی بخوریم؟
بچه ها تایید کردند که جین بلند شد و 9 تا سوجو آورد
همه یه بطری برداشتند و بالا آوردن
جین:به افتخار بنگتن
دینک!
(صدای برخورد بطری های شیشه ای)
بعد از اتمام شام همه باهم سفره رو جمع کردند و توی هال کوچیک اتاق نشستند؛آنا موچی،ات ژله و آلیسا هم شیر توتفرنگی درست کرده بودند
جین:عااااااا دخترا چیا درست کردین!!!!
جیمین چشمکی زد و گفت
جیمین:عااا آنا تو شیرینی مورد علاقه منو درست کردی!!
آنا با خنده گفت
آنا:شیرینی یا لقبت؟
همه خنده ای کردند دخترا تشکر کردند و شروع به خوردن کردند.
بعد از ¹⁵مین همه بلند شدند و بعد از تشکر کردن به سمت اتاق هاشون رفتند
ادامه دارد...
- ۸۷
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط