{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁴⁵
ویو ات
بعد از اینکه از بچه ها خدافظی کردیم به جیهوپ کمک کردم تا بتونه تا اتاقمون بیاد،نسبت به بعد از ظهر خیلی خوب بود و تا فردا کاملا خوب میشد؛کمک کردم تا اتاقش بره و روی تخت خوابید و روش پتو گذاشتم،خواستم برم بیرون که دستمو گرفت
جیهوپ:ات میشه نری؟
نمیدونستم چی بگم و چه واکنشی داشته باشم،سری تکون دادم و برق رو خاموش کردم و پیشش دراز کشیدم
به اتفاق های اخیر فکر کردم
ورود ما به کمپانی،دیدن افرادی که برای خیلی آرزوعه و نزدیک شدن بهشون،برقرار کردن رابطه ج..سی با جیهوپ
همهشون خیلی سریع اتفاق افتاد،تو همین فکرا بودم که اصلا نفهمیدم جیهوپ محکم بغلم کرده؛نگاهمو روی صورت غرق در خوابش چرخوندم،ناخداگاه لبخندی زدم و بوسه کوتاهی روی لبش نشوندم
نفهمیدم که کی به خواب رفتم...
ویو جیهوپ
با نور پرده ای که فصای اتاق رو روشن کرده بود چشامو باز کردم که با ات که تو بغلم مثل فرشته ها خوابیده بود روبه‌رو شدم،لبخندی زدم و خیره نگاش کردم،بلند شدم و به آشپزخونه رفتم و صبحونه ای درست کردم تو سینی چیدم؛وارد اتاق شدم که دیدم ات روی تخت با موهای بهم ریخته نشسته،با دیدن من چشاش درشت شدن
ات:عه جیهوپ پاهات!!چرا بلند شدی؟؟
از نگران بودنش لبخندی رو لبم نشست

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

آیدل جذاب من پارت⁴⁶ویو جیهوپاز نگران بودنش لبخندی رو لبم نشس...

آیدل جذاب من پارت⁴⁷ویو ات(پرش زمانی آخرین کنسرت)منو دخترا نز...

آیدل جذاب من پارت⁴⁴ویو جونگ کوک موقع تمرین دنس نگاهتی خیره آ...

آیدل جذاب من پارت⁴³ویو جیهوپبعد از اینکه ات از روم بلند شد ن...

درخواستی از جیهوپ pاخرویو ۲ روز بعدجیهوپ: خیلی ناراحت بودم ک...

مافیای من.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط