{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچ و تاب ....نامه کافکا

پیچ و تاب ....نامه کافکا

گاه احساس میکنم ما دوتن دراتاقی دو در هستیم ودرهای اتاق روبه روی یکدیگر قرار دارند. هریک از ما دسته یکی از درها را به دست گرفته است. یکی از ما چشمکی می‌زند و آن دیگری بلافاصله خودش را پشت در قایم می‌کند. در این هنگام اولی ناچار است حرفی بزند. دومی فورا در را پشت سر خود می‌بندد تا دیگر دیده نشود اما او مطمئن است که در را دوباره باز خواهد، زیرا این اتاق جایی است که شاید نتوان از آن بیرون رفت. ای کاش اولی دقیقا مثل دومی نبود. ای کاش او به آرامی چنان به سامان دادن ومرتب کردن اتاق می‌پرداخت که گویی آن اتاق نیز اتاقی است مثل همه اتاق ها....
دیدگاه ها (۰)

پیچ و تاب....."کتاب ها را نیمه بستمارام امدم لم دادم کنارش و...

پیچ و تاب...بی چاره دلم گفته در حادثه ها باشم 😔🍁🌘.....قایق د...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط