{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچ و تاب....."کتاب ها را نیمه بستم

پیچ و تاب....."کتاب ها را نیمه بستم
ارام امدم لم دادم کنارش و گفتم
(ساعتم را کوک کردم)
زندگی برای امروز کافیه
اروم تو گوشش گفتم
بخوابیم
نه تو به من گاوی برای پرستیدن دادی و نه از من پیامبری ساختی



حافظ.....تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود...
دیدگاه ها (۱۴)

پیچ و تاب ...بهش میگم باور کن همش از شوق ...اشتیاقهبابامرا ب...

.پیچ و تاب ..... بعد مدت ها رفتم خونه مامان بابام سر سفره رس...

پیچ و تاب ....نامه کافکا گاه احساس میکنم ما دوتن دراتاقی دو ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.60  (روایت از زبان جونگ کوک)...

رمان قلب در تاریکی

همخونه اجباری... پارت ۱۵۳«ویو پارک دوین»چمدانم را بسته بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط