P

P2۵💫




{صبح}




یوری«با نسیم ملایمی که از پنجره می وزید بیدار شدم و دیدم که بابا منو محکم گرفته لای دوتا بازو های گندش و کم مونده بود خفه بشم که از تو بغلش در اومدم بیرون و نشستم بالا سرش و اولش لپاشو بوسیدم بعدش پیشونیش و چشماش و بعدشم کل صورتش که دیدم داره بیدار میشه



-دخترم؟
&بابایی بیدار شدین
-اره قشنگم بیا بغلم
&{رفت دراز کشید رو شکمش}
-{بغلش میکنه}صبحت بخیر پرنسسم
&صبح شما هم بخیر
-خوب خوابیدی بابایی؟
&اوم
-{دستشو می‌زاره رو پیشونیش}تبت قطع شده
&اوم
-فندوقم بازوت یا بدنت که درد نمیکنه ؟
&نه اونا کلا خوب شدن
-امروز باید بریم برای چکاب
&چ... چی برای چی
-نترس فدات شم برای اینکه ببینه وضعیت زخمات چطوره و بانداشو باز کنیم
&آهان
-اره صبحونه میخوری{موهاشو نوازش می‌کنه}
&نه هنوزم خستم خوابم میاد
-باشه عزیزم پس بخواب
&آخه خوابم نمیاد
-یوری تو منو مسخره کردی ؟
&نه
-میگی خوابم میاد اما خوابم نمیاد
&خوب خوابم میادا اما نمیاد
-یورییییی
&بلهههه
-بنظرم بخوابی بهتره چون قاطی کردی
&آخه خوابم نمیاد
-خدابا من چه گیری کردم از دست این{گریه ی الکی}
&عه بابا
-جونم جونم ببخشید خوشگلم
& اذیتم نکن دیگه من گوناه دالم{کیوت و مظلوم}
-ببخشید پرنسسم معذرت می‌خوام بابایی
&شوخی کلدم بابایی نالاحت نشدم
-میدونم عزیزم
&بابا جونم بغلم کن
-چشم خوشگلم{محکم بغلش می‌کنه و سرشو می‌زاره رو سینه ی خودش}




ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

P2۶💫-دخترم نمی‌خوای بریم برای صبحونه&چرا بریم-اول برو دست و ...

P2۷💫-دخترم غذاتو خوردی برو حاضر شو الان میرسن&چشم{رفت بالا}-...

P2۴💫&ب..بابا-{سریع اشکاشو پاک می‌کنه و می‌ره پیش یوری و زانو...

P2۳💫-جونم جونم تموم شد بابایی تموم شد قشنگم &آیی بابا دارم م...

دخترم؟🥀-بیا دخمل خوشگل من اوم ممنون-خواهش میکنم خوشگل من باب...

P22🦋-رائون جونم داداشی بیدار شو قشنگم رسیدیم &داداشی-جونم عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط