P

P2۶💫




-دخترم نمی‌خوای بریم برای صبحونه
&چرا بریم
-اول برو دست و صورتت رو بشور و مسواک بزن بعد بیا
& چشم{رفت}
-دخترم مسواکت رو گذاشتم تو کمد
&باشه دیدم
-باشه
&خوب من اومدم
-چه زود
&اوهم
-بریم بابایی
&چشم
-خوب برو قشنگم
&بابا
-بله
&خدمتکارا کجان؟
-گفتم همشون چند روز برن خودمون باشیم راستی امروز عموهات میان
&وایی جدی
-اره
& اخجونننننن {ذوق و کیوت}
-بشین فرشته کوچولو
&چشم
-چی میخوری
&فرقی نمیکنه
-پس بیا عزیزم
&وایی من عاشق پیتزای سردم
-منم بخور که باید بری حاضر شی
&وای اره
-بدو
&چشم




ادامه دارد...





🦋
دیدگاه ها (۰)

P2۷💫-دخترم غذاتو خوردی برو حاضر شو الان میرسن&چشم{رفت بالا}-...

P2۸💫{زنگ در}&اومدن-اره قشنگم برو درو باز کن&چشم{درو باز کرد}...

P2۵💫{صبح}یوری«با نسیم ملایمی که از پنجره می وزید بیدار شدم و...

P2۴💫&ب..بابا-{سریع اشکاشو پاک می‌کنه و می‌ره پیش یوری و زانو...

P19🦋&وایی اینجا چه خوشگله-اره خیلی بیا بشینیم اینجا& باشه -ق...

P12💫{صدای زنگ در}-غذارو آوردن من میرم در باز کنم & باشه -خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط