{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5

راوی ویو

گارسون بعد چندمین ودکا رو اورد

داشتن صحبت میکردن که لیا اومد
× سلام ددی این دیگه کیه
_ اه لیا تو دوباره اومدی
× اره تو کی عن*تر
_ اون دوست دخترمه
× چشمم روشن کوک اره دیگه دختر باز
_ لیا خفه شو
× نمیشم
_ لیا بهت میگم خفه شو گمشو پیش یکی دیگه هرز*گی کن( صدا بلند)
× باشه ( بغض)
*لیا رفت*

+ چرا اینجوری رفتار کردی باهاش؟
_ چون ازش بدم میاد
+ دلیل نمیشه از هرکی بدت بیاد اینجوری رفتار کنی باهاش
پاشو بریم من باید اول وسایل بردارم بعد بیام
_ باش

ا.ت رفت خونشون و وسایلش رو جمع کرد و اسنپ گرف
بعد چندمین اسنپ رسید ا.ت هم سوار شد و رفت عمارت کوک

لباس پوشید و خوابید ....
دیدگاه ها (۴)

p6 ا.ت ویو تو خواب ناز بودم که حس کردم یکی بغلم کردهاره کوک ...

p7 فردا صبحکوک ویو اخیش چه خواب خوبی بود عه ا.ت کجاسدست و صو...

p4راوی ویو _ سریعتر بعد حرفش بلند شد و رفت به سمت بار بخاطر ...

p3ا.ت ویو صبح با تابش نور به چشماماز خواب بیدار شدم اون پسر ...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی

عضو هشتم بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط