{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خونه مادر بزرگ

خانم جان کجایید که بگویم
بعد رفتنت،
اشیا هم چون من بی جان شدند.
تا بودی
تمامِ اشیاِ خانه ات جاندار بودند و پرصدا.
قاشق و چنگال هایت صدا داشتند،
باد در بازی با گلدان هایت صدا داشت.
رادیو
و ساعت آقا جان هم جاندار بود و پرصدا.
قوری
و
استکان
و
نعلبکی هایت،
حتی چای خوردن هایم صدا داشت.
قوری
و
سماورت،
قابلمه هایت،
درهایشان همگی برایم جز جانداران بودند.
انگار تو
خدای این خانه بودی.
تا بودی
کُن فَیکون می گفتی
و
جهان
و
هرچه در پیرامونم بود حیات پیدا می کرد.
مُردی،
رفتی
و
من
و
تمامِ اشیا خانه ات بی جان شدیم.
دیدگاه ها (۰)

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

سال های ابتدایی باور نداشتم رفتنت راو هر روز و شبم را با خیا...

پدرم می دانی چقدر تلخ رهایم کردی؟ پس رسم خداحافظی چه؟ حرفی...

شب بخیر تا فردا 😑✋

جهیزیه کامل عروس.................۱٫سرخ کن۲. چرخ گوشت۳.پلو پز...

من محسنماااااااااااااااااا.لیست جهیزیه کامل عروس!۱٫سرخ کن۲. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط