{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ اون لاله سرخ

مرگ اون لاله سرخ
کفن خنده به روی لب بود
گرد اون آینه ها
شبح فاجعه ای در شب بود
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها

خبر از شومی کار میداد
نفس اش ناله غم میداد
آشیان رو به خرابی میرفت
تن پوسیده گواهی میداد
او به این حرف نمی اندیشید
که کفن باید برد و نفس باید داد
و به جای همه بودنها همه دیدنها
لحظه ها مانده به یاد
شکوه اندیشه مردن در اوست
همه هستی او رفته به باد
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها

او سراسیمه بدنبال تلافی میرفت
به دلش زخم قدمهای تجاوز مانده
او نداند که پی مردن خود
می کشد هر چه اصالت باقیست
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها

فریدون فروغی
دیدگاه ها (۵)

پشت رُل ، ساعت حدوداً پنج ، شاید پنج و نیمداشتم یک عصر برمی ...

دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شدهاینقدر دورم از تو که، د...

وقتی که ، دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو شکست ، شوق پروازو نداش...

به تنهـــایی گرفتـــــارند مشتــی بی پناه اینجامسافر خانه ی ...

مرگ آن لاله سرخ کفن خنده به روی لب بود گرد اون آینه ها شبح ف...

قاصدک فروغی

مرگ آن لاله ی سرخ ، کفن خنده به روی لب بودگرد آن آینه هاشبح ...

مرگ آن لاله ی سرخ ، کفن خنده به روی لب بود گرد آن آینه ها ...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۰

بنظرم خودت گلیمت از توی آب به تنهایی بتونی بکشیش بیرون خیلی ...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط