{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ آن لاله ی سرخ ،

مرگ آن لاله ی سرخ ،
کفن خنده به روی لب بود

گرد آن آینه ها
شبح فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا
خبر از شومی کاری می داد
نفسش ناله ی غم سر میداد

آشیان رو به خرابی میرفت
تن پوسیده گواهی میداد

او به این حرف نمی اندیشید
که کفن باید برد
و نفس باید داد

و به جای همه ی بودن ها ، همه ی دیدن ها
لحظه ها مانده به یاد

شکل اندیشه ی مردن در اوست
همه ی هستی او رفته به باد

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا

او سراسیمه به دنبال تلافی می رفت
به دلش زخم قدم های کج و بازمانده

او نداند که پی میردن خود
می کشد هر چه اصالت باقیست

مردن شپرکا ، کشتن قاصدکا

مرگ ان لاله ی سرخ
کفن خنده به روی لب بود

گرد آن آینه ها ،
شبح فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا
مردن شاپرکا ، کشتن قاصدکا

از فریدون فروغی
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط