{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ آن لاله سرخ کفن خنده به روی لب بود گرد اون آینه ها شب

مرگ آن لاله سرخ کفن خنده به روی لب بود گرد اون آینه ها شبح فاجعه ای در شب بود
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
خبر از شومی کار میداد نفس اش ناله غم سر میداد
آشیان رو به خرابی میرفت تن پوسیده گواهی میداد
او به این حرف نمی اندیشید که کفن باید برد و نفس باید داد
و به جای همه ی بودنها همه ی دیدنها لحظه ها مانده به یاد
شکوه اندیشه ی مردن در اوست همه ی هستی او رفته به باد
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
او سراسیمه بدنبال تلافی میرفت به دلش زخم قدمهای تجاوز مانده
او نداند که پی مردن خود می کشد هر چه اصالت باقیست
مردن شاپرکا کشتن قاصدکا
دیدگاه ها (۱)

وورما اوقاره تئللرینه شانه سئوگیلیمائتمه منی بلاکش دیوانه سئ...

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به یادم...

دلم از خیلی روزا با کسی نیست تو دلم فریاد و فریادرسی نیستشدم...

قاصدک فروغی

مرگ اون لاله سرخکفن خنده به روی لب بودگرد اون آینه هاشبح فاج...

مرگ آن لاله ی سرخ ، کفن خنده به روی لب بود گرد آن آینه ها ...

مرگ آن لاله ی سرخ ، کفن خنده به روی لب بودگرد آن آینه هاشبح ...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۰

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

ولی ترکیب این دوتارو هم دوسداشتم :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط