{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که برای اولین بار

روزی که برای اولین بار

تو را خواهم بوسید

یادت باشد

کارِ ناتمامی نداشته باشی

یادت باشد

حرفهای آخرت را    

به خودت

و همه

گفته باشی

فکرِ برگشتن

به روزهای قبل از بوسیدنم را

از سَرَت بیرون کن

تو

در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری

که شباهتی به خیابان های شهر ندارد

با تردید

بی تردید

کم می آوری . . .
دیدگاه ها (۲)

همین که بغض می شود سکوت های های مندوباره خواب می شود پناه گر...

مرا ازین تپش بی کسی بگیر نرواز این بهاره ی بی اطلسی بگیر نرو...

این،یک جنون منطقیست که می خواهمت هنوزحسی به غیرِعاشقیست که م...

تاریکم ای یلدا، مهتاب میخواهملب تشنه ام ای اشک، سیلاب میخواه...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---شب.. هوای شب سرد بود. خیابان خ...

عشق پر مشغله: پارت سی و یکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط