{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ازین تپش بی کسی بگیر نرو

مرا ازین تپش بی کسی بگیر نرو

از این بهاره ی بی اطلسی بگیر نرو

هوای تازه بشو باغ خاطرات مرا

ازین تنفس دل واپسی بگیر نرو

نگاه پنجره ات را وضو بگیر بخوان

نماز چشم مرا موقع اذان غزل

شعور لحظه دوباره قیام خواهد کرد

به احترام سلامت قسم به جان غزل…

نشستم و لب تنگ دلت غزل گفتم

که شاه ماهی عشق تو مال من باشد

نوشتم از تو به حافظ تمام دیوان را

به این امید که چشم تو فال من باشد

گره زدم قدمت را به سبزه های دلم

هزار و سیصد و هشتاد و هشت بار دگر

حلول می کنی و تازه می شود از تو

تنفس نفس سبز صد بهار دگر

حلول می کنی از عشق مطمئنم که

دعای سال سر سفره ام اثر دارد

صدای ثانیه ها هم گواه حرف من است

سرور ثانیه از گام تو خبر دارد

رسیده ای و سلامت به لحظه جان داده

و سایه ات به تن خسته ام امان داده

میان سادگی سفره ی دلت آقا!

نشسته سیب دلم عشق را اذان داده

بهار پوش پر از اطلسی دستت را

میان باغچه ی دست هام می کارم

نفس کشیدمت انگار جای هرچه هواست

دمادم نفسم باش دوستت دارم
دیدگاه ها (۳)

انگار سال هاست که در من تنیده ایانگار جای قلب ، تو در من تپی...

دردی غریب در دل من خانه کرده استعشقی عجیب در دل من لانه کرده...

همین که بغض می شود سکوت های های مندوباره خواب می شود پناه گر...

روزی که برای اولین بارتو را خواهم بوسیدیادت باشدکارِ ناتمامی...

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

32

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط