{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت دوم

قسمت دوم
لياقت منو داشت يه اه کشيدم که در اتاقم باز شد

-به به سلام خوشگل خانم مهرداد اينا اومدن با فک و فاميل فک و فاميل ما هم کم کم دارن ميان

-مريم باهام حرف نزن حوصله ندارم

-هووووووووش باشه پاچمو ول کن لباسمو پاره کردي

-مريم گم ميشي يا گمت کنم؟؟

-بابا باشه رفتم

-تنها نشستم و بازم ياد ماهان کردم خدايا يعني ميشه بياد و منو با خودش ببره و بگه تو خانم مني غلط کرده هر کي به جز من بخواد تو خانمش بشي.بعد باهم بريم يه جاي دور که فقط ما2تا باشيم و با عشق زندگي کنيم؟اه من چمه؟اون که دوسم نداره اگه داشت که....بغض گلومو گرفت...ولي نميدونم چرا به اومدنش اميد داشتم يه جورايي حس ميکردم ميخواد بياد و عقد رو به هم بزنه...اي کاش بشه

مامانم اومد دنبالم و بهم گفت:نازنين بريم پايين همه اومدن عاقدم تا نيم ساعت ديگه مياد.با مامانم رفتم پايين با همه سلام و احوال پرسي کردم تشنم شده بود رفتم توي اشپزخونه مريمو ديدم که داره گريه ميکنه رفتم سمتش سرشو بالا گرفتم

-مريم اجي چي شده؟

-هيچي

-مريم بگو به اجيت.من نامحرمم؟

-نه نيستي.هيچي فقط احساساتي شدم

-مريم چرت نگو.تويه خردادي محاله احساسي بشي حالا بگ
دیدگاه ها (۴)

قسمت چهارممريم حاليته داري چي ميگي؟-احمق تو حاليته داري چي ک...

قسمت پنجمنميشه خانممرفتم سمتش و دستشو گرفتم اشک از چشمام اوم...

حتما حتما بخونيد زیاد اما خیلی داستان قشنگیه ولي جاي اشک ريخ...

کیا پاین داستان بزارم؟؟؟هرکی پایست کامنت بزاره!

Part 10 خب تشنم بود چیکار کنم؟ اها پنجره بازش کردم ارتفاع زی...

یادگاری از عشقp¹⁴+تو هم پاشو برو کمک اجوما_خیلی آشغالی+منو ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط