{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو از حادثه ی عشق طلب می خواهم

با تو از حادثه ی عشق طلب می خواهم
بهر ویرانگی خویش ، سبب می خواهم
بزن از چهره ی خود حلقه ی مو را به کنار
ماه را در پس گیسوی چو شب می خواهم
سوختم در هوس بوسه ی تو هر لحظه ...
شرم نگذاشت بگویم به تو لب می خواهم‌
کاش می سوختم از درد تو ، دردت به تنم !
من در آغوش تو عمریست که تب می خواهم
عسل از غنچه ی لبهات چکیده است ‌ولی
من از آن بوسه ی گس ، طعم رطب می خواهم
قلب من هم قد و اندازه ی عشقت شده است
من تو را بر تن احساس ، عجب می خواهم
همه ی قافیه ها باز به تو ختم شده
من به لطف غزلت شعر و ادب میخواهم
درد دل جز به خدا با که توان‌گفت ؟! تو را
من ز لطف و کرم و رحمت رب می خواهم
دیدگاه ها (۳)

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهمگرمی عشق ز یک ...

سکوت عشق‌

عاشقم من عطش جان تو را میخواهمبوسه از آن لب و دندان تو را می...

تو چه کردی که شدم مست و خرابمن که عمریست به می لب نزدم اندر...

‌ از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی...

‌ از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی...

‌ از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

۸۲۶به نام بارشِ باران وَ یک هوای دوتاییبه یادِ خاطره ای در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط