فیک
A love that begins with jealousy"2"✨
Part: 2
اقای شماره2:خب خانم لی شما دوست دارید داخل این سفر چه چیز های براتون فراهم بکنیم؟
ات: خب من دوست دارم تو پاره وقت نقاشی کنم من یه بوم رنگ میخوام و رنگای عالی، و یه اتاق گیم که همه اعضا با هم بازی کنیم، و داخل حیاط یا باغ اونجا دوست دارم یه تاب داشته باشه، همین ممنونم😊
تهیونگ: او ات چه چیزای خفنی حتما بهت خوش میگذره😁
ات: کنار شما حتما😊🤍
فلش بک به خونه.....
وقتی رسیدیم رفتم روی تخت دراز کشیدم هی وول میخوردم گفتم ببینم یوری بیکاره بیاد با هم صحبت کنیم
(درحال زنگ زدن به یوری)
بوق... بوق... بوققق
یوری: سلاامم خانم فرشته..
ات: سلام... فرشته؟ منظورت چیه
یوری: وا مگه گوشیو نگاه نکریدی کنسرت دو هفته پیشتون که شبیه فرشته ها شدی کلی تو توییتر پر شده
ات: جدی! نگاه نکردم، واقعا فرشته؟
یوری: بله، و از الان به بعد تو فرشته گروهی😅
ات: باشه بسه😂، میگم میتونی بیای پیشم حوصلم سر رفته
یوری: چی بیام پیشت؟
ات: اره مگه چیه
یوری: اعضا خونن
ات: اره!
یوری: باشه، هوراااا بی تی اس رو قراره از نزدیک ببینم💃🏻
ات: واییی خدا😮💨
فلش بک به موقعی که یوری اومد....
ویو ات:
تو اتاق بودم که دیدم صدای در اومد رفتم درو باز بکن جونگ کوک روی مبل داشت فیلم میدید، رفتم درو باز کنم،
یوری بود پریدم بغلش، از بغل اومدم بیرون دیدم شکه شده
ویو یوری:
با شخصی که دیدم شکه شدم اون، اون کوک بود که روی مبل نشسته اره، وای..
ات: هی.... هییی یوری خوبی
یوری: ها.. اره... ارهه اون کوکه(اروم)
ات: اره دیگه😄
ویو کوک:
تشسته بودم فیلم میدیدم که ات دره خونرو باز مرد دوستش بود، خیلی خوشگل بود حتی لبخندش، وای انگار کراش زدم روش، رفتم جلوش سلام احوالپرسی کردم....
کوک: سلام، منو میشناسی دیگه کوک😊
یوری: ام.... ام...... عه...(لال شد)
ات: وا چته سلام کرد لال شدی؟
کوک: نه بزار راحت باشه خب منو از نزدیک دیده این طوری شده درک میکنم(ناناس)
ویوات:
منو یوری رفتیم داخل اتاقم کلی صحبت کردیم، حتی درباره سفری که قراره برم،.....
یوری: میگم بیا ارایشت کنم مدل جدید یاد گرفتم 😊
ات: ام...... باش
اریشم تموم شد رفتم.
درینگ... درینگ(زنگ گوشی یوری)
جین جا او:(دوست پسر یوری)
جین جا لو: سلام عزیزم
یوری: سلام
جین جا او: کجای بیام
یوری: الان لوکیشن میدم
جین جا او: باشه گلبم بای
یوری: بای
پایان تماس.
ات: عه... میری
یوری: اره فعلا (رفتن جلوی در)
ات و یوری همو بغل کردن و یوری رفت
ویو ات:
اعضا انگار خونه نبودن داشتم میرفتم داخل اتاقم که هوپی رو دیدم چون کسی نبود پریدم بغلش........
پارت بعدی منتظر باشید😊
#جیهوپ #فیک
Part: 2
اقای شماره2:خب خانم لی شما دوست دارید داخل این سفر چه چیز های براتون فراهم بکنیم؟
ات: خب من دوست دارم تو پاره وقت نقاشی کنم من یه بوم رنگ میخوام و رنگای عالی، و یه اتاق گیم که همه اعضا با هم بازی کنیم، و داخل حیاط یا باغ اونجا دوست دارم یه تاب داشته باشه، همین ممنونم😊
تهیونگ: او ات چه چیزای خفنی حتما بهت خوش میگذره😁
ات: کنار شما حتما😊🤍
فلش بک به خونه.....
وقتی رسیدیم رفتم روی تخت دراز کشیدم هی وول میخوردم گفتم ببینم یوری بیکاره بیاد با هم صحبت کنیم
(درحال زنگ زدن به یوری)
بوق... بوق... بوققق
یوری: سلاامم خانم فرشته..
ات: سلام... فرشته؟ منظورت چیه
یوری: وا مگه گوشیو نگاه نکریدی کنسرت دو هفته پیشتون که شبیه فرشته ها شدی کلی تو توییتر پر شده
ات: جدی! نگاه نکردم، واقعا فرشته؟
یوری: بله، و از الان به بعد تو فرشته گروهی😅
ات: باشه بسه😂، میگم میتونی بیای پیشم حوصلم سر رفته
یوری: چی بیام پیشت؟
ات: اره مگه چیه
یوری: اعضا خونن
ات: اره!
یوری: باشه، هوراااا بی تی اس رو قراره از نزدیک ببینم💃🏻
ات: واییی خدا😮💨
فلش بک به موقعی که یوری اومد....
ویو ات:
تو اتاق بودم که دیدم صدای در اومد رفتم درو باز بکن جونگ کوک روی مبل داشت فیلم میدید، رفتم درو باز کنم،
یوری بود پریدم بغلش، از بغل اومدم بیرون دیدم شکه شده
ویو یوری:
با شخصی که دیدم شکه شدم اون، اون کوک بود که روی مبل نشسته اره، وای..
ات: هی.... هییی یوری خوبی
یوری: ها.. اره... ارهه اون کوکه(اروم)
ات: اره دیگه😄
ویو کوک:
تشسته بودم فیلم میدیدم که ات دره خونرو باز مرد دوستش بود، خیلی خوشگل بود حتی لبخندش، وای انگار کراش زدم روش، رفتم جلوش سلام احوالپرسی کردم....
کوک: سلام، منو میشناسی دیگه کوک😊
یوری: ام.... ام...... عه...(لال شد)
ات: وا چته سلام کرد لال شدی؟
کوک: نه بزار راحت باشه خب منو از نزدیک دیده این طوری شده درک میکنم(ناناس)
ویوات:
منو یوری رفتیم داخل اتاقم کلی صحبت کردیم، حتی درباره سفری که قراره برم،.....
یوری: میگم بیا ارایشت کنم مدل جدید یاد گرفتم 😊
ات: ام...... باش
اریشم تموم شد رفتم.
درینگ... درینگ(زنگ گوشی یوری)
جین جا او:(دوست پسر یوری)
جین جا لو: سلام عزیزم
یوری: سلام
جین جا او: کجای بیام
یوری: الان لوکیشن میدم
جین جا او: باشه گلبم بای
یوری: بای
پایان تماس.
ات: عه... میری
یوری: اره فعلا (رفتن جلوی در)
ات و یوری همو بغل کردن و یوری رفت
ویو ات:
اعضا انگار خونه نبودن داشتم میرفتم داخل اتاقم که هوپی رو دیدم چون کسی نبود پریدم بغلش........
پارت بعدی منتظر باشید😊
#جیهوپ #فیک
- ۲۴۹
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط