{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات شهدا:

خاطرات شهدا:
مادر شهید:
بیشتر از اینکه از تیر خوردن بترسد، #ازمن می‌ترسید!
اگر بلایی سرش می‌آمد، به #همسرش سفارش می‌کرد که به من چیزی نگوید
می‌گفت: «مامانم بفهمه کارمون در اومده»☺ ️
#شهید_حسین_مرتضی_پور
#فرمانده_شهید_محسن_حججی
دیدگاه ها (۱)

💠 #بیداریم؟؟!!💠 این وعده ی خداست که حق الناس را نمی بخشد! خو...

پـــایـــان مامـــوریتــــ #بسیـــجےشهـــــادتـــــ💔 ✍ ️بسیج...

ویژگی های دختر مومن😌

☑ ️〰 #حجــــاب 〰 ☑ ️⛔ ️بـــہ معـــنے چـــادر نیست⛔ ️♻ ️بـــ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط