{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عراق منطقه رو زیر آتیش شدید گرفته بود

عراق منطقه رو زیر آتیش شدید گرفته بود
صدای سوت چند تا خمپاره نظرمون رو جلب کرد حاج آقا میثمی رو به زور هول دادیم توی یه سنگر
سنگر کوچیک بود و در حالت عادی بیشتر از دو نفر جا نمی شد
اما پنج نفر از بچه ها با شنیدن سوت خمپاره پریده بودن توس سنگر
حاج آقا میثمی بهم گفت :
" می دونی چرا توی سنگر به این کوچیکی جا شدیم ؟ "
گفتم :
" نه حاجی .. ! چرا .. ؟ "
گفت :
" به خاطر ترس ! اگر انسان هم از خدا بترسه ، دنیا براش کوچیک میشه .. !! " ..
شهید عبد الله میثمی
دیدگاه ها (۲)

زهرا به ما آموخته....پای ولایت...از آبروی خود گذشتن ،آن ،حسا...

ز آه سینه سوزان،ترانه میسازمچو نی ز مایه جان این فسانه میساز...

عراق منطقه رو زیر آتیش شدید گرفته بودصدای سوت چند تا خمپاره ...

چه میشه گفت...

"Silent Voice"پارت هفتم⁷بعد از اینکه معلم همه‌ی اون‌ها رو یه...

روز هایـ منـ با خانمـ رز 💙💕پارتـ دومـ : زندگیـ نامهـ💙از زبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط