اشک مراهیچ کس ندید،..
اشک مراهیچ کس ندید،..
تا کنارم بنشیند و دلداریم بدهد. ..
هیچ کس نفهمید که خورشید چقدر دیر طلوع کرد،..
دل من هزار بار با یاد تو خروشید و انقلاب کرد ومن با تازیانه ی عقل این شورش را خفه کردم،..
حالا خسته و زخمی گوشه ای زانوی غم بغل گرفته و منتظر آخرین فرصتها و تصمیمهاست،..
حالا امید وهستی اش در گرو قدرت عشق من است،..
حالا فقط می تواند با"عشق"آرام بگیرد و خواهد گرفت،..
چون:
"من عاشق دیوانه ای بیش نیستم"
تا کنارم بنشیند و دلداریم بدهد. ..
هیچ کس نفهمید که خورشید چقدر دیر طلوع کرد،..
دل من هزار بار با یاد تو خروشید و انقلاب کرد ومن با تازیانه ی عقل این شورش را خفه کردم،..
حالا خسته و زخمی گوشه ای زانوی غم بغل گرفته و منتظر آخرین فرصتها و تصمیمهاست،..
حالا امید وهستی اش در گرو قدرت عشق من است،..
حالا فقط می تواند با"عشق"آرام بگیرد و خواهد گرفت،..
چون:
"من عاشق دیوانه ای بیش نیستم"
- ۱.۰k
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط