https://telegram.me/rvazheha
https://telegram.me/rvazheha
حرفهاییست بینِ برگها
حرفهاییست بین خط ها
حرفهایی مانده در دلِ نیمکت ها حتی!
چشم هایم با چشم هایت حرفها دارد
پاهایم قدمهایی با پاهایت
دستهایم نوازشی در موهایت
و نگاهت همه را محجوب کردهاست!
.
درخت ها با فاصله ایستاده اند
پنجره ها بهم جفت نمیشوند
درگاه گاه پیوستن میخواهد
نگاهت را بالا کن!
.
نگاهت را بالا کن ای آفتاب پاییزی
که خیره نمیشود نگاهت هیچ گاه در چشم ماه
این مرد ، کمی خیرگی میخواهد
سایهی زمین را بردار و دل ماه را قرص کن
دست ماه را بگیر
خیره شو در باغ
شاخه ها را سبز کن ، پربار...
درخت ها میخواهند یکدیگر را به آغوش کشند
باغ ، بهار میخواهد
حرفهاییست بینِ برگها
حرفهاییست بین خط ها
حرفهایی مانده در دلِ نیمکت ها حتی!
چشم هایم با چشم هایت حرفها دارد
پاهایم قدمهایی با پاهایت
دستهایم نوازشی در موهایت
و نگاهت همه را محجوب کردهاست!
.
درخت ها با فاصله ایستاده اند
پنجره ها بهم جفت نمیشوند
درگاه گاه پیوستن میخواهد
نگاهت را بالا کن!
.
نگاهت را بالا کن ای آفتاب پاییزی
که خیره نمیشود نگاهت هیچ گاه در چشم ماه
این مرد ، کمی خیرگی میخواهد
سایهی زمین را بردار و دل ماه را قرص کن
دست ماه را بگیر
خیره شو در باغ
شاخه ها را سبز کن ، پربار...
درخت ها میخواهند یکدیگر را به آغوش کشند
باغ ، بهار میخواهد
- ۱.۷k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط