{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خویشتنداری و خموشی را هوشمندان حصار جان

خویشتنداری و خموشی را هوشمندان حصار جان دانند

گر زیان بینی از بیان بینی ور زبون گردی از زبان دانند

راز دل پیش دوستان مگشای

گر نخواهی که دشمنان دانند
دیدگاه ها (۱)

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا ...

زمان در حرکت و آرامش وسردسکون و بی صدایی بی نیازیغمی در پرتو...

ای بیخبر از محنت روز افزونمدانم که ندانی از جدایی چونمباز آی...

فتاد گوهر یکتای من به دست رقیباگرچه با صدف سینه ساختمشفریب د...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و پس از آن به شما نیز ...

خویشتن داری و خموشی راهوشمندان حصار جان دانندگر زیان بینی از...

دلا !تا کی در این زندان،فریب این و آن بینی؟؟یکی زین چاه ظلما...

🌹🌷چشم دل باز کن که جان بینیآن‌چه نادیدنی‌ست آن بینیگر به اقل...

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی ست آن بینی گر به اقلی...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_دوازدهمگر به چشم دل جاناجلوه های ما ب...

ای دل اگرت طاقت غم نیست بروآوارهٔ عشق چون تو کم نیست بروای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط