زمان در حرکت و آرامش وسرد
زمان در حرکت و آرامش وسرد
سکون و بی صدایی بی نیازی
غمی در پرتو نور بهاران
که هی جان می گرفت و می شد آرام
نشاطم شورم و نور وجودم
بشد نالم بشد خار وجودم
سکوتم در ضمیرم ناخداگاه
بشد آهی و آتش زد وجودم
نه بارانی به صحرا سر بر آورد
نه رودی از درون آن گذر کرد
بسوزاند و بکشت احساس من را
در این ظلمت در این شب های پنهان
کزان قلب سفید خوب رویم
دگر چیزی نمانده در وجودم
نه من آن آدم آرام نابم
نه کوه و نه دریا آنچه هستند
بکش قلبم بکش روحم بکش این جسم سوزانم
که نه کوه و نه دریا مانده در خوابم خیالم جسمم و روحم
سکون و بی صدایی بی نیازی
غمی در پرتو نور بهاران
که هی جان می گرفت و می شد آرام
نشاطم شورم و نور وجودم
بشد نالم بشد خار وجودم
سکوتم در ضمیرم ناخداگاه
بشد آهی و آتش زد وجودم
نه بارانی به صحرا سر بر آورد
نه رودی از درون آن گذر کرد
بسوزاند و بکشت احساس من را
در این ظلمت در این شب های پنهان
کزان قلب سفید خوب رویم
دگر چیزی نمانده در وجودم
نه من آن آدم آرام نابم
نه کوه و نه دریا آنچه هستند
بکش قلبم بکش روحم بکش این جسم سوزانم
که نه کوه و نه دریا مانده در خوابم خیالم جسمم و روحم
- ۹۱۶
- ۳۰ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط