{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان در حرکت و آرامش وسرد

زمان در حرکت و آرامش وسرد
سکون و بی صدایی بی نیازی
غمی در پرتو نور بهاران
که هی جان می گرفت و می شد آرام
نشاطم شورم و نور وجودم
بشد نالم بشد خار وجودم
سکوتم در ضمیرم ناخداگاه
بشد آهی و آتش زد وجودم
نه بارانی به صحرا سر بر آورد
نه رودی از درون آن گذر کرد
بسوزاند و بکشت احساس من را
در این ظلمت در این شب های پنهان
کزان قلب سفید خوب رویم
دگر چیزی نمانده در وجودم
نه من آن آدم آرام نابم
نه کوه و نه دریا آنچه هستند
بکش قلبم بکش روحم بکش این جسم سوزانم
که نه کوه و نه دریا مانده در خوابم خیالم جسمم و روحم
دیدگاه ها (۱)

بی تو با سردترین فصل زمستان چه کنم؟با دل یخ زده و پیکر بی جا...

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا ...

خویشتنداری و خموشی را هوشمندان حصار جان دان...

بارالهی هم اکنون که پای آرامترین قرار عاشقانه نشسته ام اعترا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

بِبَر تا عمقِ اقیانوسِ چشمانت، دلم را؛ آی دریا!

🌹❤️🌹

🌹❤️🌹

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط