زندگیاحساسیمن
#زندگی_احساسی_من
#part۱۸
ویو بکی
داخل چادر نشسته بودم و خیلی ناراحت بودم از این که دیوید اون کار رو کرده بود که یهو دیوید اومد
دیوید : بکی میتونم باهات حرف بزنم
بکی :من هیچ حرفی باهات ندارم پس برو
دیوید : لطفا
بکی : زود تر بگو چون میخوام بخوابم
دیوید : باشه ببین بکی من واقعا از تو و آنیا معذرت میخوام که اون کار رو کردم لطفاً باهام قهر نکن همش تقصیر اون جولیاست من بی گناهم
بکی : ولی تو کمکش کردی
دیوید : بازم معذرت میخوام
بکی : من میبخشمت ولی باید از آنیا هم عذر خواهی کنی چون اون بلا رو سر آنیا آوردید
دیوید : باشه
ویو آنیا
دامیان : منظورت چیه که دیگه دوست ندارم
آنیا : برو آنیا دیگه دوستت نداره
دامیان : میگو باز منو عصبانی میخوای بکنی
آنیا :[ یه مشت بزنم تو دهنش نه نه معموریت قرار بود باهاش دوست بشم نه بزنمش ] اره دلم میخواد عصبانیت کنم
دیوید میاد سمت آنیا و دامیان
آنیا : تو اینجا چیکار میکنی
دامیان : اینجا چه غلطی میکنی
دیوید : ببین آنیا من واقعا متاسفم که اون کار رو کردم همش تقصیر جولیا بود
( نگاه تروخدا بقیه داداش دارن جولیا هم داداش داره )
آنیا : اگه باهم دوست بشیم و دیگه اذیت نکنی میبخشمت و میزارم به دوست داشتن بکی ادامه بدی
دیوید : [ این از کجا فهمید یعنی آنقدر ضایع هستم ] باشه باهم دوستیم ولی در مورد اون حرفت که گفتی میزارم به دوست داشتن بکی ادامه بدی من بکی رو دوست ندارم
آنیا:[ -_- اصلا بلد نیست دروغ بگه ] خب میتونستی اول بیای پیش من عذر خواهی کنی نه بکی
دامیان : تو واقعا بکی رو دوست داری
دیوید : نه خب یعنی اره میشه چیزی بهش نگین لطفا
آنیا : باشه
دامیان : باشه
دیوید : من دیگه برم سایونارا
آنیا و دامیان : سایونارا
آنیا : پسر دوم من میخوام بخوابم تو هم برو بخواب باشه
دامیان : به من نگو پسر دوم من اسم دارم اسمم دامیانه بعدش هم باشه من برم بخوابم شب بخیر
آنیا : شب بخیر پسر دوم
و پایان این پارت لایک و کامنت بزارید دوستون دارم
#انیا #دامیان #بکی #یور #لوید #یوری #دمیتریوس #داناوان #ملیندا #جاسوس_خانواده
#part۱۸
ویو بکی
داخل چادر نشسته بودم و خیلی ناراحت بودم از این که دیوید اون کار رو کرده بود که یهو دیوید اومد
دیوید : بکی میتونم باهات حرف بزنم
بکی :من هیچ حرفی باهات ندارم پس برو
دیوید : لطفا
بکی : زود تر بگو چون میخوام بخوابم
دیوید : باشه ببین بکی من واقعا از تو و آنیا معذرت میخوام که اون کار رو کردم لطفاً باهام قهر نکن همش تقصیر اون جولیاست من بی گناهم
بکی : ولی تو کمکش کردی
دیوید : بازم معذرت میخوام
بکی : من میبخشمت ولی باید از آنیا هم عذر خواهی کنی چون اون بلا رو سر آنیا آوردید
دیوید : باشه
ویو آنیا
دامیان : منظورت چیه که دیگه دوست ندارم
آنیا : برو آنیا دیگه دوستت نداره
دامیان : میگو باز منو عصبانی میخوای بکنی
آنیا :[ یه مشت بزنم تو دهنش نه نه معموریت قرار بود باهاش دوست بشم نه بزنمش ] اره دلم میخواد عصبانیت کنم
دیوید میاد سمت آنیا و دامیان
آنیا : تو اینجا چیکار میکنی
دامیان : اینجا چه غلطی میکنی
دیوید : ببین آنیا من واقعا متاسفم که اون کار رو کردم همش تقصیر جولیا بود
( نگاه تروخدا بقیه داداش دارن جولیا هم داداش داره )
آنیا : اگه باهم دوست بشیم و دیگه اذیت نکنی میبخشمت و میزارم به دوست داشتن بکی ادامه بدی
دیوید : [ این از کجا فهمید یعنی آنقدر ضایع هستم ] باشه باهم دوستیم ولی در مورد اون حرفت که گفتی میزارم به دوست داشتن بکی ادامه بدی من بکی رو دوست ندارم
آنیا:[ -_- اصلا بلد نیست دروغ بگه ] خب میتونستی اول بیای پیش من عذر خواهی کنی نه بکی
دامیان : تو واقعا بکی رو دوست داری
دیوید : نه خب یعنی اره میشه چیزی بهش نگین لطفا
آنیا : باشه
دامیان : باشه
دیوید : من دیگه برم سایونارا
آنیا و دامیان : سایونارا
آنیا : پسر دوم من میخوام بخوابم تو هم برو بخواب باشه
دامیان : به من نگو پسر دوم من اسم دارم اسمم دامیانه بعدش هم باشه من برم بخوابم شب بخیر
آنیا : شب بخیر پسر دوم
و پایان این پارت لایک و کامنت بزارید دوستون دارم
#انیا #دامیان #بکی #یور #لوید #یوری #دمیتریوس #داناوان #ملیندا #جاسوس_خانواده
- ۵.۷k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط