همه خُفتند

همه خُفتند
و منِ دلشده را خواب نَبُرد
همه شب دیده ی
من بر فلک اِستاره شِمُرد
خوابم از دیده چنان رفت
که هرگز نایَد
خواب من
زهر فراق تو بنوشید و بِمُرد

مولانا
دیدگاه ها (۲)

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

🍃دست من نیست دلم تاب ندارد بی تودیده ام تار شده خواب ندارد ب...

𝖕𝖆𝖗𝖙19مارال نیمه‌شب از اتاق بیرون آمد. راهروها تاریک بودند. ...

پارت ۶

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_62فصل بیست‌وهشت...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط