همه خُفتند
همه خُفتند
و منِ دلشده را خواب نَبُرد
همه شب دیده ی
من بر فلک اِستاره شِمُرد
خوابم از دیده چنان رفت
که هرگز نایَد
خواب من
زهر فراق تو بنوشید و بِمُرد
مولانا
و منِ دلشده را خواب نَبُرد
همه شب دیده ی
من بر فلک اِستاره شِمُرد
خوابم از دیده چنان رفت
که هرگز نایَد
خواب من
زهر فراق تو بنوشید و بِمُرد
مولانا
- ۸۳۲
- ۰۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط