{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی توانم نامت را در دهانم

نمی توانم نامت را در دهانم
و تو را در درونم پنهان کنم.

گل با بوی خود چه می کند؟
گندم زار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟

با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟
وقتی مردم
تو را در حرکات دست هایم،
موسیقی صدایم
و توازن گام هایم
می بینند.

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۲)

تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَ...

تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَ...

روزگار غریبی است...نمڪدان را ڪه پر میڪنی توجهی به ریختن نمڪه...

دلم برای سکون و سکوت ،دلم برای بودن های بی دلیل ،ماندن های ب...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

پارت ۳صبحِ روزِ دوم، زودتر از روزِ قبل بیدار شدم. نه به خاطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط