{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمانی خسته را مهتاب باران کرد و رفت

آسمانی خسته را مهتاب باران کرد و رفت
جاده دلواپسی هارا چراغان کرد و رفت
با غزل های سپیدش٬ با ندایی سبز سبز
چشم های کافر شب را مسلمان کرد و رفت
او که زخم کهنه غم سینه اش را میشکافت
اشک هارا در نگاه خویش پنهان کرد و رفت
خشکسالی بودو از هرابر آتش می چکید
لحظه هارا مملو از احساس باران کردو رفت

***delaram***
دیدگاه ها (۳)

ﺷﺒﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺷﺐ ﺑﺎﺵ ،ﻣﻦ ﮐﻪ ﺷب بودم ﻭ ﺷﺐ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺷﺐ ...

++(g)++++++(o)++++++(o)++++++(d)+++++ morning +++ have a nic...

امروز دلم هوای باران کردهبابارش آن دلم چراغان کرده گفتند تو ...

ما هم محرم اسرار هم میشیم...چیزی واسه از دست دادن نیست...من ...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

نادیا انجمن

امین کونانی شاعر کوهدشتی

امین کونانی شاعر کوهدشتی

#غدیرجشنی بی‌نظیر در راه بود،جشنی که عطر دل‌انگیز نوروز را،ل...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت دوم : صفحات باران ...

فال من را بگیر و جانم را ...من از این حال بی کسی سیرمدستِ فر...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط