{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توحس میکردی صدآئ قلب خستمؤ

توحس میکردی صدآئ قلب خستمؤ

دوبآره میشم همؤنی ک میخآی من عآشقت هستمو دوبآره میگم
من بآتو عآشق تر میشم،،،
نؤر نیست ولئ من حست میکنم،،،
میبینم چشآتؤ أز دوؤر،،،
رآه ک میآئ‌،،،قلبم بآ ضربآن قلبت میکؤبه،،،
چ حآلت خؤبئ ،،بت عآدت کردم،،،چ عآدت خوبئ‌‌‌،،،
بآ تو زندگئ خؤبه ،،،H"M
دیدگاه ها (۷)

رمان همزادپارت۶۸#آدینتند تند از پله ها بالا میرفتم اتاق۱۶۸ ا...

دیوارپوش فوم مهدکودک

فقر، یک انتخابِ سیاسی بود برای کنترلِ اراده‌ی مردم.• ─────『 ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

🎵🎶 ...

کرامتِ انسانی، با گداییِ نان از خیریه‌ها سازگار نیست.• ─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط