پارت ۲
پارت ۲
ساعت ۳ و۱۴ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
ساعت ۳ شب بود و تهیونگ جونگکوک رو بدون هیچ توضیحی اورده بود خونه اش و بهش گفته بود بخوابه و فردا همه چیو بهش توضیح میده.بزارید من براتون بگم.تهیونگ جونگکوک رو از همون موقعی که پدر و مادرش مردن و جونگکوک اومد تو گی بار "از ۱۶ سالگی تا ۱۹ سالگی یعنیحدود ۳ سال" زیر نظر داشتش،ولی خب چون طبیعتا نمیخواست قبول کنه که عاشق شده نرفت سراغش و از دور مراقبش بود.تا اینکه این اتفاق افتاد و تصمیم گرفت جونگکوکو بیارا پیش خودش.ولی میدونست که با این روحیات لطیف جونگکوک اگر بفهمه مافیایِ قطعا ترکش میکنه پس تصمیم گرفت ازش مخفی کنه.
ساعت ۳ و۱۴ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
ساعت ۳ شب بود و تهیونگ جونگکوک رو بدون هیچ توضیحی اورده بود خونه اش و بهش گفته بود بخوابه و فردا همه چیو بهش توضیح میده.بزارید من براتون بگم.تهیونگ جونگکوک رو از همون موقعی که پدر و مادرش مردن و جونگکوک اومد تو گی بار "از ۱۶ سالگی تا ۱۹ سالگی یعنیحدود ۳ سال" زیر نظر داشتش،ولی خب چون طبیعتا نمیخواست قبول کنه که عاشق شده نرفت سراغش و از دور مراقبش بود.تا اینکه این اتفاق افتاد و تصمیم گرفت جونگکوکو بیارا پیش خودش.ولی میدونست که با این روحیات لطیف جونگکوک اگر بفهمه مافیایِ قطعا ترکش میکنه پس تصمیم گرفت ازش مخفی کنه.
- ۱۸۲
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط