{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانوی من....

بانوی من....
مگر عیب است که من خاک پای تو باشم..
مگر عار است هرجا که خواستم دستهای نوازشگرت را ببوسم...
مگر کم میشود از من که کفش هایت را جلوی پایت جفت کنم...
برای من و تو که مست همیم,,,من و تو..کلمه ای بی معناست
مگر تو که با نگاهت جان میدهی به من...
مگر تو که با کلماتت سیراب میکنی دشت تشنه محبت مرا
مگر تو که اهی بکشم,نم میکشد چشمهای زیبایت
و هزاران مگر دیگر داری,که من پیش رویت همیشه کم می آورم از گفتن تمامی محبت هایت..
من در برابر این هم عشق و دوست داشتن بی انتهای تو هیچ کاری نکرده ام...من ترا فقط میشناسم و تو فقط مرا...
دیدگاه ها (۱)

دلم هوای چشمانت را کرده...کجاست چشمهای زیبایت,,دلم هوای دسته...

بین این همه انسان چیزی حتی بیشتر از معجزه است...که چون تویی ...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... ب...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... ب...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگ...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... ب...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... ب...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگ...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط