اجازه میدهی آرزویت کنم؟

اجازه میدهی آرزویت کنم؟
من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم
بگذار همه بگویند
"بیچاره دیوانه شده"
من کاری با این حرف ها ندارم
فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم
موهایت را شانه کنم
دکمه های پیراهنت را ببندم دستم را روی صورتت بکشم...
وای دستم را رویِ صورتت بکشم...
یعنی تا این حد اجازه دارم
در رویاهایم نزدیکت شوم؟
من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم
میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است
مثلِ نیازِ ماهی به آب من بدون دوست داشتنت میمیرم
در این خشکیِ مطلق ...
اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم .
باید هر موقع که کم می آورم
لب هایت را زیر و رو کنم
شعر هایِ زیادی است
لا به لای ِ صورتیِ شیرینش...
چشم هایت،
چشم هایت که اصلا زندگی است
نباید شعرش کرد
باید کشید
و از دور نگاه کرد
و مست شد...
حالا اجازه دارم آرزویت کنم ؟
آرزو که بر جوانان عیب نیست،هست؟

95/11/11
دیدگاه ها (۳)

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

_اگه‌ یه‌ ماهی‌ باشی‌ و‌ توی‌ تور صیاد گیر‌ بیوفتی،تو چیکار ...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

سناریو تهیونگ

اجبار به بد بختی پارت ۴

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.34 (روایت از زبان جون...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟛من از طوفان نمی ترسم، زیرا دارم یاد می گیرم که چگون...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط