{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها

تنها

هنگامی که خاطره ات را می بوسم

درمی یابم دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره ی تو

ای یار

ای شاخه ی جدامانده ی من
دیدگاه ها (۹)

دیر زمانی در او نگریستمچندانکه، چون نظری از وی باز گرفتمدر پ...

کیستی که من این گونه به اعتماد، نام خود را با تو می گویم؟کلی...

من، بر می خیزم !چراغی در دست؛چراغی در دلم،زنگار روحم را صیقل...

راستی ناگفته نماندگاهی وقتها آدم دلش به جایی می رسدکه هر چقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط