{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیستی که من این گونه به اعتماد، نام خود را با تو می گویم؟

کیستی که من این گونه به اعتماد، نام خود را با تو می گویم؟

کلید خانه ام را در دستت می گذارم،

نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم،

به کنارت می نشینم

و بر زانوی تو این چنین آرام به خواب می روم؟
دیدگاه ها (۱۰)

می گویند:عشق خدابه همه یکسانَ ستــولی من می گویم:مرا بیشتر ا...

دیر زمانی در او نگریستمچندانکه، چون نظری از وی باز گرفتمدر پ...

تنهاهنگامی که خاطره ات را می بوسمدرمی یابم دیری است که مرده ...

داستان عاشقانه جدید

چقدر دلمان برای این دست نوجوان و جوان کشورمان می‌سوزد....وای...

وقتی حسودی میکنه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط