{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر زمانی در او نگریستم

دیر زمانی در او نگریستم
چندان
که، چون نظری از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیزی
به هیات او در آمده بود
آنگاه دانستم که مرا دیگر
از او گزیر نیست.
دیدگاه ها (۵)

کیستی که من این گونه به اعتماد، نام خود را با تو می گویم؟کلی...

می گویند:عشق خدابه همه یکسانَ ستــولی من می گویم:مرا بیشتر ا...

تنهاهنگامی که خاطره ات را می بوسمدرمی یابم دیری است که مرده ...

من، بر می خیزم !چراغی در دست؛چراغی در دلم،زنگار روحم را صیقل...

✅ نه تنها تنگه هرمز باز نمیشود بلکه ترامپ بزودی باب‌المندب ب...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

جادویی عشق part ۷۲صبح نتونستم پلك رو هم بذارم... تنم هنوز از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط