مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خیابان است مقدسترین مکان

خیابان است مقدسترین مکان
اگر قدم گذاشتی سخن میگویند شمع های شعله ور
آرزو های حلق آویز
سوختن پروانه ها...
و ندایمان با دهان خون الود و سینه ای سوخته
می شنوی فریاد امید ها با دستانی بسته در بستر رود ؟
نیک روزگاری داشتیم بالش را چیدند و از آسمان خراش پروازش دادند
این بوم و کیان دیگر رنگین کمان نمی بیند چون
افکار نوید خاموش شده
و خدا نورش را برده
و ما جز دعا یا نفرین نداریم تلاشی
شبیه اشکی بعد سقوط شد متلاشی
اما آخر، پر سیمرغ خواهد سوخت

#اشک_اهنگ
بارها متولد شدم و هرگز نخواهم مرد
رنجی را با من است سنگین تر از آخرت
حتی فرشته هایت هم نمی‌توانند مرا حمل کنند
سرگردان خواهم ماند تا از نفس بایستی

#اشک_اهنگ
دیدگاه ها (۲۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط