{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دهانم را باز کنم مذاب میشود سرازیر

دهانم را باز کنم مذاب می‌شود سرازیر
و از قلبم عذاب ها تراوش ...
کمی آرامتر پایکوبی کنید کودکان درخون غلتیده ام آرام خفته اند
هر روز شراره فتنه ای در وجودتان می اندازم و هر روز شعله ورتر؛
هیزم به هیزم...
شما دچار نفرین شدید خاموش میروید و در این سکوت با چشم های پرده کشیده و با گوش های مهره موم شده تلخی زمان را می چشید
چون حیواناتی در حال چریدن و دریدن بی معنایی
منزوی میشوید هلاک میشوید باطل میشوید و دچار دچارها...
هر فریاد یک آجر بر روی دیوار
شما را از این دیوار عمیق فراری نیست
به انتهای جهنم خوش آمدی

#اشک_اهنگ
اولین ساعتی که هدیه گرفتم از پدر بزرگم یک ساعت شنی بود.
وقتی ساعت رو برگرداند اولین دونه شن با بقیه فرق داشت ،زمان گذشت شن بیچاره زیر تمام شن ها رفت رفت رفت تا مدفون شد.
پدربزرگم گفت اون تویی زیر تمام آوار مشکلات و این زمان سکون هرچه بگذره، تصمیم گیریت سخت تر میشه
اما وقتی تصمیمت رو گرفتی میتونی دوباره زمان رو برگردونی؛یا سر بلند رو قله ها بایستی یا نه بمونی تو منجلاب و همیشه زیر آوار باشی

#اشک_اهنگ
دیدگاه ها (۶)

تفنگ ها مینواختن گلوله ها بوسه میزدن بر جان عزیزانماندر سیاه...

ولاد سوم معروف به کنت دراکولا یک ضیافت برای متکدیان (گداها) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط