{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه دلم میخواد یکی و داشتم

همیشه دلم میخواد یکی و داشتم

تا بعضی اوقات که مردم با حرفا و کاراشون خسته ام میکنن

میامد کنارمو...

دستشو میذاشت دوطرف صورتم و سرمو میاورد بالا

و زل میزد تو چشمام و

با یه لبخند خیلی شیرین و دلنشین و

با صدای مردانه اما مهربونش

بهم میگفت...

نبینم دلگیر باشی و ناراحت زندگی من...

تا تو منو داری حق فکر کردن به کس دیگه رو نداری

که بخواد باعث ناراحتیت بشه......

منم فارغ از همه ی حرفا به اغوش گرمش پناه میبردم..

"ای خدا جونم یه همچین فرشته ای رو برام کنار بذار..."
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 194♡⁠。⁠)⁩هر اشک...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

سناریو جونگکوک

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط