{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
داشتم دنبالش میرفتم
برگشت با داد گفت چرا هرجا میرم دنبالم میای
با بغض گفتم مگ نگفتی برو پیه زندگیت ツ
دیدگاه ها (۱)

"دَهَمَت به شب امانتدَمِ صبح، پَسَت بگیرم‌ ^.^ !💚🌱

[فِرنوی:‏واژه‌ای هست در ادبیات آلمان،به اسم fernweh،احساس دل...

‌از دردهای کوچک است که ؛آدم ها می نالندضربه اگر سهمگین باشدد...

🤷🏻‍♀️😐

پارت ۳ ندیمه ی عمارت یک ساعت بعد از آب گرم لباسم رو پوشیدمقل...

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط