{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

# این متنو خیییییلی دوس دارم

# این متنو خیییییلی دوس دارم
خیییییلی خوبه #
اولش خوب بود...
دوسم داشت..
عاشقم بود..
اگه قهرمیکردیم میمرد!!
قرار بود مال هم بشیم...
تا......!
زمانی که تو پیدات شد...
"ههه" دوست اجتماعی...
کم کم ازم دورش کردی-----
دیگه هواسش بهم نبود...
یه روز گفت میرم !! گفتم از پیش تو؟؟؟؟
گفتم کجا؟؟
$هیچی نگفت$
فهمیدم نباید بمونم 'رفتم'
گذشت.........
تا----
یه روز با دوست اجتماعیش یعنی توووووو..دیدمش!
نه سوختم
نه باختم
تو آشغالے رو داری مےخورے که من تف کردم...
اما بدون اون "نفسش"و ول کرد...
روزی نفس مصنوعیشم ول میکنه...
دلت و صابون نزن'
دیدگاه ها (۱۹)

#کپشن

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 180♡⁠。⁠)⁩از صدا...

نشان سوخته.

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط