{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میسوزد برای نامـ ه هاے پست نشده ام که گوشـ ه ے طاقچـ

دلم میسوزد برای نامـ ه هاے پست نشده ام که گوشـ ه ے طاقچـ ه بوے کهنگے گرفـتـنـد .

برای گلهاے سرخے که روے میز آرام آرام خشک شدند .

براے حرفهاے ناگفتـ ه اے که گوشـ ه ے یک سینـ ه تـلـنـبـار شدن

بغض هاے فرو خورده اے کـ ه هـرگـز فرصت شکستن نیافتن

اشک هایے کـ ه در قاب دو چـشـم مـنـتـظـر یخ زدن
و
قلب تنهایے کـ ه غریبانـ ه شکست و برای سکوت سنگین خانـ ه اے کـ ه هرگز سـلام را تـجـربــ ه نـکـرد .
دیدگاه ها (۱)

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

نامجون فقط لیدر BTS نیست ؛ او شبیه قطب نمایی ست که وسط شلوغ ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_14فصل هفتم | عک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط