{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیدر که به صحن عرش منبر میرفت...

حیدر که به صحن عرش منبر میرفت...

هوش از سر عرشیان سراسر میرفت...

آنقدر کلام مرتضی گیرا بود...

جبریل به شوق فیض،با سر میرفت...


دیدگاه ها (۱)

هَرجآ سوال شُدکهـ « دِلَت دَر کُجآ خوش استـــ ؟ »بی اختیــآر...

هر چہ مے خواهی ببار اِی آسِمانْ اَمّا چہ سودْظُهرِ عاشورا حُ...

حسین جانگریه بر تو مثل باران است چون،بعد باران این هوا صاف و...

ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺮﺍ  ﺗﻮ  ﺳﺎﮐﻦ  ﺑﺰﻡ ﻋﺰﺍﯼ ﺧﻮﺩ...

👇👇👇👇👇ادامهدست حیدر رفت بالا ، عرشیان دلباختنداز شعف در عرش ا...

مالک! بیا که دست علی را وفاق بستدل را معاویه به همین اتفاق ب...

مالک ! بیا که دست علی را نفاق بستدل را معاویه به همین اتفاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط