{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*راز دل*

*راز دل*


کیهان :
ماه وش : نگاش کن چه اخمی کرده
- من با تو قهرم
ماه وش : قول میدی رو قهرت بمونی
متعجب نگاش کردم وگفتم : خیلی امشب شیطون وبد جنس شدی
خندید دلم می خواست چال های خوشگلشو ببوسم خم شدم گونه اش رو بوسیدم صدای جیغ وشوت بلند شد
ماه وش : کیهان زشته
- تا وقتی تو اینجوری شیطنت کنی همینه
ماه وش : خوب مگه دروغ میگم یادته اولاش چه بد اخلاق بودی
خندیدم وگفتم : عزیزم الان موقع رقص باید حرف عاشقانه بزنی گوش بده ببین چی میگم
ماه وش نگاهم کرد
- عزیزدلم امشب زیباتر از همیشه شدی یالا جواب بده
غش کرد از خنده
- عروس وداماد ما خیلی شیطون تشریف دارن یکم جدی باشین
- ببین اینا هم کشتن مارو از بس دستور دادن
ماه وش : می خوان فیلممون خوشگل در بیاد
- خودمون خوشگلیم من دیگه به حرفاشون گوش نمیدم
ماه وش لبخند زد وگفت : عزیزم کلا دوست داری حرف حرف خودت باشه
- اره خرگوشک باهوشم
ماه وش با خنده گفت : تو بیشتر شبیه خرگوشی
- مثلا چی ...
یکی دستمو کشید حسین بود ماه وشم کشیدن بردن پسرا بودن جدا جدا می رقصیدیم با خنده برگشتم ماه وش رو نگاه کردم
- بسه بابا بزارید برم پیش عروسم
بابا اومد دستمو گرفت وبه پسرا گفت : آقا داماد رو بدین قرض بهتره به مهمونها یه سلام هم بکنه
پسرا اعتراض کردن دست تکون دادم بهشون وهمراه بابا رفتیم پیش مهمونها وازشون تشکر کردم برای اومدن بعدم رفتم پیش پسرا دیگه کسی نمی رقصید
- کیهان
برگشتم کیانا بود با لبخند گفتم : به به ببین کی اینجاست خواهر کوچلوی دوست داشتنیم
بغلش کردم صورتمو بوسید داشتیم حرف می زدیم ورفتیم کنار پنجره
کیانا : نمی دونی چقدر سر سام بیچاره غر زدم تا اومدیم
- این همه راه مرسی خواهرکوچلو
- مبارکه
برگشتم فانی بود سرد گفتم : مرسی دختر عمو
لبخند زد وگفت : تو عمرم ندیدم انقدر بخندی
کیانا : عروسیشه دیگه فانی
تو چشام نگاه کرد وگفت : همیشه بخندی خنده بهت میاد
کیانا رفت اخم کردم وگفتم : قرار نبود تیکه بندازی تو دیگه زن داداش کیانایی
فانی لبخند کجی زدوگفت : می تونست امشب عروسی من باشه
- دست برنمی داری از کارات
فانی : هیچ وقت سایه من همیشه رو زندگیته
- لطفا برو وطرف من نیا چون ارزش نداره امشب رو بخاطر تو خراب کنم ماه وشم اصلا دوست نداشت شما باشید تقصیر خودم بود دعوتتون کردم
تا خواست حرف بزنه ولکردم رفتم طرف جایگاه عروس ماه وش نبود از مامان سوال کردم گفت رفتن اتاق پرو منم رفتم اونجا که داشت با نگار حرف می زد
- چی شده عزیزم
نگار : اون دختریه احمق ببین با لباس ماه وش چیکار کرده
از دیدن لباسش عصبی گفتم : کار کدوم بیشعوریه
ماه وش : اشکال نداره کیهان
رو لباسش شربت ریخته بودن قشنگ رنگ گرفته بود وخیلی ضایع بود
دیدگاه ها (۷)

*راز دل*کیهان :- کار کیه نگار : اون زن بیشعور فانی رفتم بیرو...

*راز دل*ماه وش :من گریه می کردم اون نگام می کرد کیهان : بسه ...

*راز دل*ماه وش : کیهان خم شد طرفم وگفت : چرا یخ کردی - چرا ا...

*راز دل* ماه وش : تو اون خونه مجلل که فیلم می گرفتن منتظر کی...

neme:زندگی زیر سایه توp:1.........مثل همیشه درحال بازی با خد...

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.لبخند زورکی زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط