{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده و شوخی با شهدا

خنده و شوخی با شهدا


خطایی از بچه ها سر زده بود...

حسن آنهارا به خط کرد و در هوای بسیار سرد و استخوان شکن سوریه به آنها گفت بجز شلوار هرچه دارند از تن بکنند و در برف ها غلط بزنند

خودش هم تنها یک زیر پوش قرمز تنش بود و با بچه ها همراهی کرد...


بچه ها که غلط زدند یکی شان مریض شد اما تنبیه خوبی بود...

فردایش همه شان از حسن به فرمانده شکایت کرده بودند...

آخر حسن به دلیل فعالیت هایش در بسیج از سلاح و اسلحه سر در می آوورد و مسئول آموزش بود...

ولی بچه ها هیچکدام اسم و فامیلش را نمیدانستند...

فرمانده به انان گفته بود چه کسی این بلا را سر شما در اوورده...

گفته بودند همان مردی که زیرپوش قرمز به تن داشت....

http://www.wisgoon.com/laashgar_fereshtegaan/

Telegram.me/lashgar_fereshtegaan

https://www.instagram.com/lashgar.fereshtegan/

#شهید #شهدا #مدافع #حرم #مدافع_حرم #شهید_قاسمی_دانا #شهید_مدافع_حرم #مدافعان_حرم #شفاعت #مادر #پدر #مجری #مادر_شهید #فرزند_شهید #همسر_شهید #عضو #کانال #تلگرام #اینستا #اینستاگرام #ویس #ویسگون #صفحه #خبر #مهم #مذهبی #سیاسی #یا_مهدی_ادرکنی #یامهدی_ادرکنی #یادمان_شهدا #شوخی #خنده #طنز #سوریه #عراق
دیدگاه ها (۱)

ما رو به دوستانتون معرفی کنید....http://www.wisgoon.com/laas...

به روایت مادر شهید :اول ماه مبارک رمضان که می شد غصه من شروع...

از مجموعه #دلدادگان_حرماین قسمت شهید #مدافع_حرم حسن قاسمی دا...

لشگر فرشتگان:‌ گروه کارگردانی و مجری ماهم که وقت رو غنیمت شم...

“دیروز دوباره وسایل های حسن را باز کردم و یکی یکی را با دقت ...

مادر شهید: این شالشو فقط محرم دور گردنش می انداخت . تا آخر ب...

‌ بسم رب الشهدا و الصدیقینخاطره زیبا از زبان شهید مصطفی صدرز...

به روایت مجری پروژه لشگر فرشتگان:‌ ‌ وقتی رفتیم خواجه ربیع ...

یک روز ظهر وارد خانه شد، سلام کرد، خیلی خسته و گرفته بود، یک...

◼ ️برای شیر صحرای سوریه▪ ️عصام زهرالدین را برای اولین بار وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط