Part ⁴
Part ⁴
my choice
از بغلش ولم کرد عوضیی
جوری کمرم درد گرفت
که حس کردم م°ردم
اشکام سرازیر شد
خیلی درد گرفت جوری که نمیتونستم بلند شم
- عااا چیــشد خوبی؟
+ یعنی چی دارم میمیرم
اگه با اون پوست موز میوفتادم
اینقدر دردم نمیگرفت!
- گفتم ببخشید دیگ
یهو نفس کم آوردم اشاره به
کیف باشگاهم دادم
بدو بدو از کیفم آب در آورد
یه کم خوردم به سختی بلند شدم که یهو دوباره افتادم بیشتر دردم گرفت😭
یهو بلندم کرد گذاشت داخل ماشینش من یهو حالم بده شد بیهوش شدم از درد اما
جونگ کوک متوجه نشد
وقتی رسیدیم جونگ کوک اومد برم داره که متوجه شد بیهوش شدم با عجله برم داشت رفت داخل بیمارستان
حداقل 2 ساعت طول کشید
تا بیدار شدم
تهیونگ هم که نگران شده بود نمیدونست من بیمارستانم
هی هی زنگ میزد
وقتی مرخص شدم
با عصا لنگه لنگه داشتم میرفتم
بیرون
- هی وایسا ببینم سوار شو
+ منم حوصله کل کل نداشتم سوار شدم
رسیدم
جونگ کوک داشت کمک میکرد پیاده شم
که تهیونگ در باز کرد........
اینم از این دو پارتتت
ادامه بدم؟!
my choice
از بغلش ولم کرد عوضیی
جوری کمرم درد گرفت
که حس کردم م°ردم
اشکام سرازیر شد
خیلی درد گرفت جوری که نمیتونستم بلند شم
- عااا چیــشد خوبی؟
+ یعنی چی دارم میمیرم
اگه با اون پوست موز میوفتادم
اینقدر دردم نمیگرفت!
- گفتم ببخشید دیگ
یهو نفس کم آوردم اشاره به
کیف باشگاهم دادم
بدو بدو از کیفم آب در آورد
یه کم خوردم به سختی بلند شدم که یهو دوباره افتادم بیشتر دردم گرفت😭
یهو بلندم کرد گذاشت داخل ماشینش من یهو حالم بده شد بیهوش شدم از درد اما
جونگ کوک متوجه نشد
وقتی رسیدیم جونگ کوک اومد برم داره که متوجه شد بیهوش شدم با عجله برم داشت رفت داخل بیمارستان
حداقل 2 ساعت طول کشید
تا بیدار شدم
تهیونگ هم که نگران شده بود نمیدونست من بیمارستانم
هی هی زنگ میزد
وقتی مرخص شدم
با عصا لنگه لنگه داشتم میرفتم
بیرون
- هی وایسا ببینم سوار شو
+ منم حوصله کل کل نداشتم سوار شدم
رسیدم
جونگ کوک داشت کمک میکرد پیاده شم
که تهیونگ در باز کرد........
اینم از این دو پارتتت
ادامه بدم؟!
- ۹۴
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط