{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۸

صبح

جولیا(خدمتکار) با خودش: جونگ می یه کاری کنم باهات که به غلط کردم بیوفتی
راوی: جولیا رفت در اتاق جونگ کوک و زد و رفت داخل
جونگ کوک: کاری داشتی؟؟؟
جولیا(بغض الکی ): رئیس... نمی‌خوام دردسر بشه ولی خب باید بگم
جونگ کوک(یکم بلند): چی شده ؟؟؟
جولیا: شما ساعت تونو گم نکردید
راوی: جونگ کوک سریع رفت و داخل کشو و نگاه کرد و دید ساعتش نیست
جونگ‌کوک(یکم عصبی): دست تو عه؟؟؟
جولیا: نه ولی میدونم دست کیه
جونگ کوک(بلند ):کی؟؟؟
جولیا: جونگ می
جونگ کوک: جونگ می... می‌کشمش
جولیا: رئیس لطفاً از من نشنیده بگیرید وگرنه منو دعوا میکنه و تحقیرم میکنه
جونگ کوک : غلط می‌کنه
جولیا: با اجازه دیگه من باید برم
جونگ کوک: برو
راوی: جولیا اومد بیرون و رفت پایین و عادی رفتار کرد که یهو جونگ کوک بلند داد زد از داخل اتاقش
جونگ کوک (داد): جونگ می
راوی : جونگ می داخل عمارت و نزدیک پله ها ببود و سریع رفت داخل اتاق جونگ کوک و...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط